![]() |
![]() |
|
|
از چندین سال، مرتکب ِ جُرمی نابخشودنی شویم ! :
پشت هر در، فلسفه خوابیده است انتهای فلسفه در به دری ست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 4:23 توسط برزو |
|
مردم ! خدا رحمت كند اجدادتان را آوار خواهد كرد مي دانم غروبي بعد از وقوع حادثه خواهيد فهميد ديگر گلويي تا خروشيدن نداريد تنديستان مي خواستم تنديس ...اما بايد به عصر سنگ و آهن بازگرديد غزلي از شاهين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 18:41 توسط برزو |
|
دردم را دوباره تفسير كن ! دردم را دوباره تفسير كن ! دردم را دوباره تفسير كن ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:18 توسط برزو |
|
|
پشت دیوار ِ چشمان ِ از غم پوسیده ات، پی اعدام ِ صدای خویش می گردم و باز مردی بی دلیل، برای تو قصه ی هزار و یک شب می خواند ولی بگذار بگویمت که قصه چیست ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:17 توسط برزو |
|
لالا لالا يه عمره، سرد ِ سردم مثل مرده كنج دنجي، سايه ام! كين بي ثمر شعر ِ سحر هيبت هيأت مبين (مردمان تن سپرده !) دیرینه عادت را بکُش |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 17:45 توسط برزو |
|
|
هنوزم از دور ليك آينده چه داند من همونم كه من همونم كه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:7 توسط برزو |
|
پرم از حرف هاي نگفته ....!
آن كه مرا از ثانيه ها ترساند جسارت زنده بودن را از تنم سر كشيد اما زندگي چرخشي دارد
كه نگاه كردن به آن، سرانجام خاكستر جسارت تو را دوباره زنده مي كند هر چند فهم ِ زندگي
و پر نشدن ِ چاله هاي ترديد حرف هايت را بر لبانت مي سوزاند ليك لنگر انتظار را بكش كه هر كه نگفت و رفت اين قبر ِ آكنده از حرف هاي نگفته ست كه مي سوزاندش ... ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:45 توسط برزو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
رقص روی سیم های خاردار غزل پست مدرن |
|
RSS
|